خیلی دیر کردم ببخشید
سلام پسر گلم. باید منو ببخشی. خیلی درگیر کارام شدم نتونستم وبلاگتو آپ کنم. شرمنده. از 20 ماهگیت دیگه ننوشتم.
الان درست 22 ماه و 23 روزته.
این 2 ماه مشغول جدا شدن از مامانی و بابایی بودیم. دیگه اومدیم خونه خودمون. کوچیکه اما شما میتونی توش بازی کنی.بزرگ شدی عاقل شدی .خوب حرف میزنی.
کلی کلمه های جدید میگی.
روزی 2 بار با هم میریم بیرون پیاده روی. عاشق ددری. صبح که از خواب پا میشی اول از همه کفشات پاته.
امروز برای اولین بار من و شما با هم دیگه رفتیم نهار بیرون. رادین عاشقتم اینقدر تو خوب و عاقلی. اصلا اذیت نکردی. یه سیب زمینی و ا پیتزا گرفتم از همیشه بهتر خوردی.
بعدم دستا تو شستم و اومدیم خونه. الانم که دارم برات مینویسم شما خوابیدی و مثل فرشته های نازززز.
قول میدم از این به بعد تند تند بیام بنویسم.
دوست دارم تا بینهایت. تو تمام هستی و نیستی منی.

عاشق آب بازی هستیییییییییی


خیلی دیر کردم ببخشید
